لیبرالیسم و مذهب راک اند رول
نویسنده: پویا جفاکش

یک ضرب المثل افریقایی هست که میگوید: «اگر مورخان زمین، شیرها بودند، شکارچیان هیچگاه قهرمان نمیشدند.» این ضرب المثل مورد علاقه ی "آنتونی امپ المور" رئیس و بنیانگذار "انجمن جهانی بودایی سیاهپوست مغرور" از ممفیس تنسی است. المور یک بودایی نیچیرن پیرو آموزه های سیزدهمین حکیم بودایی ژاپنی به نام "نیچیرن شونین" است که از خانواده ی سیاهپوست هندی چاندالا برخاسته بود. با این که تبار این بودیسم به ژاپن میرسد ولی المور، ضرب المثل بالا را علیه نژادپرستی ژاپنی ها و همکاری آنها با غربی ها در از بین بردن نقش سیاهان در تاریخ بودیسم استفاده میکند. وی از «امپریالیسم فرهنگی» آسیایی ها –یعنی زردپوستان- علیه سیاهان صحبت میکند و اتکایش در این ادعا نیز اناکالیپسیس گادفری هگینز در سال 1836 است که سیاهان را اولین انسان ها و بودیسم را مذهب آنان عنوان میکرد و به آثار نژاد سیاه در مجسمه های بودا اشاره میکرد که پس از روی آوردن کوشانی ها به مذهب بودا با مشخصات نژاد زرد ترکیب شده بود. هگینز به پیروی از موریس، و المور به پیروی از هر دو آنها، یهودیان را "یاداوا" های هندی پیروان کریشنا معرفی میکنند که که او هم فرمی از بودا بود و به نظر هگینز، یاداواها به غرب مهاجرت کرده و به یهودیان تبدیل شده اند هرچند امروزه سیاهان معتقد به بنیان سیاه مذهب بشر که تقریبا همگی پیرو گادفری هگینزند، مسیر برعکسی را مشخص میکنند و میگویند اولین یهودیان، سیاهانی مهاجر از افریقا بودند که در متون یونانی، همزمان هند و اتیوپیا نامیده میشد و با مهاجرت یاداواها که شعبه ای از یهودیانند به شبه قاره، محل نامجای هند نیز به آنجا انتقال ذهنی یافت. به هر حال، همسانی بودا و کریشنا در نزد هگینز و به دنبالش المور، باعث شده تا بودای المور نیز لزوما بودای ارتدکسیسم تبتی پذیرفته شده توسط زردپوستان نباشد تا جایی که المور، مقام "بودیستوای زمین" را به "تینا ترنر" ملکه ی راک اند رول میدهد و از طرف انجمن مزبور، تینا ترنر را «مادر بودایی سیاه مغرور» میخواند. المور میگوید که نمیخواهد مکتبش برچسب «فرقه ی ملی گرای سیاهپوست» را بخورد و درهای مکتبش به روی تمام مردم زمین گشوده است و مارک تجاری خود را در این گشاده رویی، «تینا ترنر بودایی» مینامد.:
“tina turner mother to proud black Buddhist in America”: newswire: 8feb2016
انجمن بودایی سیاهپوست مغرور، در سال 1979 یعنی در همان سال انقلاب ایران تاسیس شد. هر دو رویداد، نتیجه ی تقدس یافتن فرهنگ عامه در یک نئودیونیسوسیسم و طغیان علیه اشرافی گری و راست کیشی حکومتی در مغربزمین به ویژه در دهه ی 1960 بودند که خود دنباله ی یک فاز گسترده ی پوپولیسم مارکسیستی در انقلاب های قرن بیستم به شمار میرفتند که البته در ممالک بلوک غرب مثل ایران، خودبخود تحت تاثیر مدل های اروپایی -امریکایی خود بودند. با این همه، فلسفه ی این عامی گری در خود اناکالیپسیس هگینز به زبان خدایان و اساطیر بیان شده و تنها نیازمند توجیهات علمی نمای به ظاهر سکولار از انواع لیبرال و مارکسیستی خود بود که آن هم در ادامه ی قرن 19 فراهم شد. در این مورد، هگینز که هند را به سبب مستعمره ی انگلستان بودن، تا حد ممکن از نسخه ی افریقایی خود ممیز کرده بود، در مقام شرق قدیم امپراطوری در مقابل غرب قدیم آن در مجمع الجزایر بریتانیا قرار داده بود.
بریتانیا در کتاب هگینز برابر با "ودر سین" یا نیروهای مقابل سین بود. sin در لغت یعنی شیر درنده، و مرتبط است با لغت sun به معنی خورشید. ترکیب شیر و خورشید، در برج اسد یا ماه صورت فلکی اسد (شیر) یعنی مردادماه به منصه ی ظهور میرسد که تنها خانه ی خورشید در دایره البروج است. شیر نماد فصل تابستان است درحالیکه ورزاو نماد بهار، عقاب نماد پاییز، و انسان نماد زمستان هستند. تابستان گرم را میتوان با سرزمین های گرمسیر شرق مثل هند مقایسه کرد که خورشید ازآنجاها به سمت غرب حرکت میکند درحالیکه ودرسین در مقابل آن، به جای از راست به چپ، از چپ به راست حرکت میکند و این در پناهگاه علوم غریبه ی بریتانیا یعنی اسکاتلند متجلی میشود که معروف به SIN GAL یعنی حلقه ی سین بوده است. حالا اگر حروف آن را که از چپ به راست نوشته میشوند وارونه ی قانون حرکت از راست به چپ خورشید تلقی و برای رسیدن به اصل، وارونه کنیم، به لغت LAG NIS یعنی قانون نیس یا زبان نیس میرسیم که نیس همان دیونیسوس باخوس و بخصوص فرم پر هرج و مرج و وحشی و بی نظم آن LIBER است که هگینز، عنوان انگلیسی تر آن یعنی BAK را مرتبط با لغت BOOK به معنی کتاب میداند. هگینز ابایی ندارد که در شرق از مرزهای بریتانیا و از هند دورتر برود و در ادامه به راحتی نام کشور چین را نیز با لغت SIN به معنی شیر مرتبط و روایتی درباره ی حکومت چینی ها بر سیلان یا سریلانکا در جنوب هند بیان میکند که به مانند اسکاتلند یا سینگال، جزیره ی شیر تلقی و به مانند بریتانیا نشاندار به شیر درنده شده بود:
ANACALYPSIS: GODFREY HIGGINS: LONGMAN: 1836: V2: P292-3
LIBER که به عنوان لقب باخوس نیس در ایتالیا استفاده شده، خدای شهوترانی و شراب نوشی و مصرف مواد مخدر و خشونت و موسیقی تند و به لحاظ طلب کردن قربانی خونین، حامی جنگ و کشتار است. نام او منشا لغت لیبرال و همینطور لیبرتی به معنی آزادی است و با توجه به برابرسازی دیونیسوس با کریشنا در ادبیات استعماری، روشن است که طغیان شیر خورشید علیه نیروهای تاریکی برای ساکن شدن در خانه اش در اسکاتلند، از معبر جریان های ضد فرهنگی که راک اند رول به عنوان متحد کننده ی تمام ویژگی های لیبر روح آن به شمار میرود میگذرد پس باز بودن درهای بودیسم سیاهان به عنوان قوم دیونیسوس به روی تمام مردم، چیزی جز تجلی خرافات مذهبسازی های نوین در رویدادهای مدرن ولی با کپی برداری از ادبیات پاگانی انسان های بیسواد نیست.
اولین حرکت در این مسیر، خود مسیحیت بوده است که بر اساسی یهودی استوار شده و نظریه های جدید دراینباره بازگشت به اصل آن هستند یعنی وقتی میگوییم دومیتیان با همکاری ژوزفوس مسیحیت یهودی تبار را اختراع کرد، داریم به این نکته توجه میکنیم که دومیتیان نام از مادرش دومیتیلا همسر امپراطور وسپازیان دارد و دومیتیلا دختر شخصی به نام لیبرالیس بود که نام از لیبر یا دیونیسوس دارد. لیبرالیس عنوان کاهنان لاوی روی آورده به پاگانیسم است که پیدایش کابالا را معمولا در ادامه ی آنها تعریف میکنند. معمولا این لاوی ها را پیرو یامبلیخوس کاهن مذهب الگبل یا الجبل خدای خورشید شهر حمص در سوریه مینامیدند. الگبل که معمولا سول اینویکتوس (خورشید پیروزمند) نامیده و در یونانی با آپولو، هرمس و میترا نیز تطبیق شده در انقلاب زمستانی به دنیا آمده که الان تاریخ تولد عیسی مسیح است. الگبل به صورت یک امپراطور رومی به نام الاگابالوس نیز بازتولید شده که به لحاظ روانپریشی و زن پوشی با دیونیسوس قابل تطبیق است. الاگابالوس در 14 سالگی امپراطور شده و در 18سالگی به دست گارد خود ترور شده است که جوانمرگیش قابل مقایسه با جوانمرگی تموز خدای طبیعت است و البته نام تموز نیز تلفظ دیگر سموس یا شمس نام خدای خورشید است. نام یامبلیخوس احتمالا در اصل تلفظ دیگر جبل در الجبل (خدا گبل) است ولی عمدا اینطور تلفظ شده تا به "یام بعل اوکو" یعنی یام پسر بعل نیز معنی شود. یام (به معنی "هستم") لقب یهوه و بعل به معنی ارباب، معمولا لقب تموز بوده است. منظور این است که مذهب یهوه از مذهب بعل مشتق شده و در حکم فرزند او است. یام در لغت همان "یم" در عربی به معنی دریا است. چون یاهو (یهوه) دراصل همان حئا خدای آب ها است که جانشین تهاموت الهه ی دریایی هرج و مرج شده است. تهاموت به دست بعل مردوخ –فرم جنگاور و مردانه تر تموز- کشته شده و جایگاهش را حئا گرفته است. مردوخ که با نیروی فکر حئا به وجود آمده احتمالا فرمی از خود حئا است و به لحاظ فرو رفتن آب ها در زمین و بیرون آمدنشان از زمین به صورت چشمه، باید حئا را نیز تموز دانست که با سفر به جهان مردگان در زیر زمین و بیرون آمدن از آن در فصول خزان و بازگشت سرسبزی طبیعت، ایزد مرگ و رستاخیز است: مرگ و رستاخیزی که در مسیح تکرار میشود. مردوخ هم یک بار توسط تهاموت اسیر میشود و نجات می یابد و این همتای رفت و بازگشت تموز است. مردوخ پس از کشتن تهاموت، جهان را از بدن او می آفریند که در حکم آفرینش جهان از آب به گفته ی طالس و نیز قرآن است. این مانند پیدایش جزیره ی زمین وسط اقیانوس است و زمین به عنوان بدن الهه حکم ماده ی آفرینش برای خدا را دارد که دیونیسوس آن را به صورت همسرش آریادنه در جزیره ای می یابد. نام آریادنه فرم دیگر "رودها" همسر کورس خدای خورشید و یکی از شکل های هلیوس آپولو است که جزیره ی کورس به نام این رودها رودس نامیده میشده است. این نام را بعدا تمپلارهای کابالیست روی یکی از جزایر مورد فعالیت خود در مدیترانه گذاشتند. کورس و رودها به نوبه ی خود، لغتا همان کریشنا و رادا (معشوقه ی کریشنا) در هندوستانند. کریشنا معمولا با دیونیسوس و هرکول در افسانه های یونانی تطبیق میشود که هر دو فاتح هند بوده اند. رودهای یونانی که به رادای کریشنا تبدیل شده، دراصل همان "رضاء" الهه ی عرب است که آشوریان او را به نام رولدا نیز مینامیدند. رضاء فرمی از عیشتار الهه ی جهان فیزیکی بود که در منابع آشوری به "ام ابیها" یعنی مادر پدرش شناخته میشد. اگر او را با جهان فیزیکی به عنوان واسطه ی خدا در پیدایش وضع موجود برابر بدانیم میتوانیم با ماده ی خام تاریخ در فرهنگسازی نیز مقایسه کنیم. در مورد مسیحیت یهودی تبار که ساخته و پرداخته ی کلیسای رم در ایتالیا تلقی میشود، این ماده ی خام یا رودها در مقام همسر وسپازیان و مادر دومیتیان، همان دومیتیلا است که نامش را میتوان به حکم راننده بر ایتالیا معنی کرد و آنقدر دوپهلو است که میتوان آن را به حکمراننده ی مونث بر خدا نیز معنی کرد انگارکه مادر خدا باشد درحالیکه خدا در مقام لیبرالیس پدر او است. بنابراین او مادر پدرش است چون این که گذشته اش چه بوده را خودش تعریف میکند و از این طریق پدرش را طوری تعریف میکند که از اول آنطور نبوده است. معنیش این است که یهودیت، طوری پاگانیسم باستان را بازتولید میکند که با پاگانیسم واقعی به کلی متفاوت بوده است و همین کار را با تمام ادیان جهانی از هندوئیسم گرفته تا اسلام انجام میدهد. طی همین فرایند، دیونیسوس نیز ابتدا به سابازیوس که درواقع همان صبایوت یا یهوه ی سبت یهودی است تبدیل و بعد با نامیده شدن به لیبر، منشا تعریف لیبرتی و لیبرالیسم میشود.:
“ROSICRUCIAN PROJECT”: JOHN FRANK: HXMOKHA: 3/3/2017
وقتی که نژاد موضوع مورد اتحاد گروهی از مردم میشود که در مورد سیاهان چنین است، طبیعتا صحبت از مذهب سیاهان مثلا بر ضد مذهب زردها میشود. در مورد سیاهان، این ضدیت سازی نه چندان رسانه ای شده، درنهایت و در شرایطی که نقطه ی واقعی اتحاد سیاهان بر ضد سفیدها فراهم شده، آنقدر رنگ مذهبی جنبش را پررنگ نمیکند اما دقیقا همین موضوع سبب استتار بنیان مذهبی حرکات به ظاهر سکولار فرهنگی امریکا توسط سیاهان میشود، حرکاتی که به نظر میرسد به راحتی موفق شده اند قالب مذهب دیونیسوس لیبرال اختراع استعمار غرب را به پیکره ی اتحاد ضد استعماری سیاهان و بقیه ی مردم جهان بدهند و دقیقا به خاطر ظاهر فرا مذهبیشان جهانگیر باشند و راک اند رول و رپ و مواد مخدر و بی بند و باری جنسی را در جهان مقدس کنند.

































