شیر،خفاش و دراکولا:تقدیر انسان عصر حاضر
نویسنده:پویا جفاکش
مایاها تمدنی باشکوه و پررونق بودند که در حدود 1000سال پیش به طور ناگهانی از روی کره ی زمین ناپدید شدند.تحقیقات "دیک گیل" و دیگران نشان داده که یک خشکسالی بیسابقه و انقلاب داخلی متعاقب آن عامل این نابودی بوده است.با این حال، بخش هایی از فرهنگ مایا در فرهنگهای بعدی سرخپوستان ازجمله فرهنگ حاکم بر امپراطوری آزتک در ابتدای ورود سفیدپوستان اروپایی باقی بود که عناصری چون هرمسازی، نجوم و قربانی انسانی (اسرای جنگی) برای "کواتزال کواتل" خدای جنگ را شامل میشد.کواتزال کواتل به معنی مار پرنده ، بیشک همان کوکولکان مایاها است که اولین خدای فراقبیله ای در قاره ی امریکا به شمار میرود.گفته میشود کوکولکان انسانی بوده که دانش و تمدن را برای سرخپوستان به ارمغان آورده است.وی به مانند اوآنس پیامبر بابلی، از دریا برخاسته و به آن بازگشته است.به تفاوت، کوکولکان را بانی رسم قربانی انسانی یا مخالف سرسخت آن خوانده اند.کواتزالکواتل ، ستاره ی صبح و برادر دوقلوی شرورش "خوتول" ستاره ی غروب را نمایندگی میکردند که این دو معرف سیاره ی زهره به ترتیب در زمان طلوع و غروب خورشید در آسمان هستند.ر.ک.:
Crystalinks.com:mayan gods and goddesses
در Wikipedia:kukulkan آمده که بر اساس یک افسانه ی متاخر، کوکولکان به شکل ماری متولد شد و خواهرش او را دور از دیگران بزرگ میکرد و به او غذا میداد و پس از مدتی بزرگتر شد و پرهایی بر تنش ظاهر شد.اما درنهایت آنقدر عظیم شد که مراقبت از او از عهده ی خواهرش خارج شد پس به دریا رفت و در آنجا زلزله ی عظیمی ایجاد و سونامی به پا کرد.او هر سال در ماه جولای زلزله ای ایجاد میکند تا به خواهرش یادآوری کند هنوز زنده است.معلوم است که فاجعه ی نابودی مایاها با مسائلی بیش از خشکسالی همراه بوده است.کوکولکان بسیار شبیه عیسی مسیح است که در اولین ظهورش در زمین مهربان است و در دومین ظهور،خونریز و سنگدل.پس جای آن دارد که درباره ی او کمی بیشتر تامل کنیم.
نظر من به این موضوع با دیدن تصاویری عتیق از کوکولکان جلب شد که او را به صورت ماری با سر گربه سان نشان میدادند که پرهایی شبیه به یال شیر، سرش را پوشانده اند.چطور ممکن است مایاها به این موجود،ظاهری شبیه به شیر داده باشند درحالیکه به نظر میرسد امروزه در قاره ی امریکا شیر وحشی ای زندگی نمیکند؟البته در هزاران سال پیش شمال غربی امریکا،زیستگاه شیر غار و نواحی جنوبی تر، از ایالات متحده تا پرو،زیستگاه شیر امریکایی بودند که گفته میشود امروزه این حیوانات در امریکا منقرض شده اند هرچند برخی فکر میکنند که ممکن است شیر امریکایی به صورت جاگوار تحول یافته باشد.اجداد سرخپوستان که از آسیا آمده و نابودی این حیوانات را در امریکا شاهد بوده اند بسیاری از نامهای آسیایی-افریقایی شیر را برای گربه سانان شیرسان امروز قاره (جاگوار و پوما) به کار میبرند.از طریق مقاله ی qeqchi mayan words for mamals”: maya-archaeology.org به این نامها پی بردم:
Kambolai:گربه سان بزرگ
Kaqkoj:پوما (یوزپلنگ امریکایی که به خاطر شباهت رنگ پوستش به شیر، گاها شیر کوهی خوانده میشود).
Balam:جاگوار (پلنگ امریکایی)
کلمه ی نخست ظاهرا ترکیبی از نامهای "سیمبا" (افریقایی) و "لاو" (عربی) هر دو به معنی شیر است.ترکیبهای اینچنینی در آسیا هم کاربرد دارند مانند "ببرشیر" ( babar-shir ) در عربی که از ترکیب دو نام متفاوت این حیوان حاصل شده است.ریشه ی ترکیبی کامبولای قطعا در خود آسیا حاصل شده و به صورت نامهای kefir (عبری) و kefira (هندی) هنوز درباره ی این حیوان به کار میرود.
کلمه ی دوم یعنی "کاکوج" مرتبط با olkurrukurr در زبان باستانی maa (از زبانهای ریشه ی بسیاری از زبانهای قبطی و آسیایی) و به معنی شیر بوده است که هنوز به صورت "غرغر" و "خرخر" (صداهایی شبیه به شیر) در فارسی،؛و "غرور" (تبختر شیرگونه) در عربی کاربرد دارد.کلمات ضرغام (عربی)، صمصام(عربی)،kesari (سانسکریت) و kojishi (مصری-افریقایی) جملگی به معنی شیر، بازمانده ی آنند.اما اغلب این نام برای این حیوان بسیار کوتاه شده است.مانند "سینگ"(هندی)،شیخو(فارسی)، زکی (افریقای غربی)، سئونگ(خمر) و ساجا (کره ای).شباهت بیشتر کلمه ی مایایی نسبت به اصل افریقایی، کاربرد مداوم کلمه در قوم مایا را نشان میدهد.کلمه ی سوم یعنی balam که احتمالا با بلعم در تورات بی ارتباط نیست باید با "آپلین" عبری به معنی شیر همخانواده باشد.
اخیرا مباحثی درباره ی احتمال آشنایی سرخپوستان دوران جدید با شیر مطرح شده است.mark a.hall نخستین کسی است که احتمال باقی ماندن شیر امریکایی در قاره را تا دوران حاضر پیگیری کرده است.این مسئله موضوع فصلهای 12 و 13 کتاب mysterious America اثر loren coleman بوده است.کولمن در گفتار pentzs maned lion عنوان میکند که اولین بار مهاجمان اسپانیایی از مشاهده ی دو شیر در باغ وحش آزتکها گزارش دادند و سپس friar johann jakob که بین سالهای 1751 تا 1768 مکزیک را دیده بود، از دو نوع شیر شناخته شده در آنجا سخن گفت.ولی اولین اشارات به گربه ی یالدار (که دیگر تردیدی در اشتباه گرفته شدن شیر با پوما باقی نمیگذارد) در کتاب هنری شوماخر به نام Juniata memories (1916)دیده میشود.وی از گربه های یالدار پنسیلوانیا سخن میگوید که یکیشان در 1797 در کوهستان عقاب سرسفید، توسط "پیتر پنتز" کشته شد.کولمن از خویشاوندی شیر غار اروپا و روسیه با شیر امریکایی سخن میراند و اضافه میکند زیرگونه ی اول تا سده های اخیر در اروپا وجود داشته است.ازجمله میگوید ralph holinshedدر قرن 16میلادی نوشته است که شیرها در بخش های شمالی اسکاتلند فراوانند.بعد از قول kurtenو w.boyd dawkins عنوان میکند که شیر غار و شیر امریکایی در اصل یک زیرگونه اند و این زیرگونه تنها تفاوتهای نژادی کوچکی با شیر مدرن (افریقایی و ایرانی) دارد.
تا قرن بیستم چندین بار شیرها در امریکا مشاهده شدند که احتمالا در بسیاری از مشاهدات، پوما و شیرسگ(چاوچاو) با شیر اشتباه گرفته شدند.اما بعضی مشاهدات از گربه های یالدار گاهی با توام با خال یا راهراه بر تن همراهند که به شدت، انسان را به یاد شیر امریکایی می اندازند.ازجمله توصیف گربه ی خالدار یالدار در اطراف دریاچه ی کلورادو در 1868 و همان توصیف در مکزیک غربی در 1940، و گزارش جالبی از شیر ماده ی افریقایی که میغرید (پس پوما نبود) که جملگی در فصل 13 کتاب کولمن ذکر شده اند.پس از مطرح شدن این نظریه ها در اوایل قرن 21، ناگهان مشاهده ی شیر در امریکا افزایش یافت و با نتایج عجیبی چون مشاهده ی شیر یالدار سیاه و ارائه ی عکسهای فتوشاپی فراوان از آن همراه شد که با نظر دانشمندان درباره ی این که شیر امروزین و ببر به لحاظ ژنتیکی نمیتوانند سیاه باشند، مغایر است.البته شیر اروپایی-امریکایی که بر اساس غارنگاره های انسان اولیه در مرزهای یالدار-بی یال، و خالدار-راهراه-بیطرح سرگردان بوده، اگر جد جاگوار (که میدانیم گاهی به رنگ سیاه دیده میشود) بوده باشد، سیاه بودنش هم لابد از دید شاهدان عینی –فارغ از صداقتشان در شهادت- قابل توجیه به نظر میرسد.
اگر شیر در زمان مایاها در امریکا بوده، پس احتمالا دلیلی برای تشبیه مارپرنده به او وجود داشته است. اخیرا مطلع شدم که گویا خانم linda tucker جین گودال دنیای شیرها که عمری را صرف نجات شیرهای سفید timbavati کرده است، در کتاب خود به نام mystery of the white lions نظریه ی گیلبرت درباره ی منشاگیری ایدئولوژی تمدن امریکای مرکزی از فلسفه ی ستاره ای کمربند اوریون-ابوالهول در مصر که با پرستش شیر مرتبط است را پذیرفته است.خوشبختانه بخشهایی از کتاب خانم "تاکر" را در “starlions of the new earth”:maiakamala.wordpress.comپیدا کردم که میتواند در یافتن پاسخ، برایمان مفید باشد:
به گفته ی خانم تاکر، افسانه های بومیان تیمباواتی بیان میکند که در زمانی بس دور، نوری از آسمان به زمین برآمد و از درون آن، مردی زیبا با numbi ملکه ی باران سخن گفت.پس از این واقعه عده ی کثیری از حیوانات سفیدرنگ همچون شیرها،فیلها،بابونها،آنتلوپها و پلنگهای سفیدرنگ متولد شدند ولی همه ی آنها بی دنباله ای مردند و فقط شیرهای سفید بودند که تا به امروز تداوم یافته اند و آن نور آسمانی را در خون خود حمل میکنند.خانم تاکر حدس میزند با پدیده ای آسمانی مواجه باشیم که اثرات رادیواکتیو بر منطقه نهاده حیوانات جهش یافته را پدید آورده است.وی حدس میزند که این اتفاق باید حدود 400سال پیش رخ داده باشد.اما mutwa کاهن قبیله مدعی است شیرهای سفید "به قدمت خود حیات" هستند.موتوا از شیرهای درخشانی سخن میگوید که محبت،روشنایی و صداقت را به نوع بشر هدیه کردند.او سه ستاره ی کمربند اوریون را "شیرهای ستاره ای" مینامد.موتوا همچنین نسب خانوادگیش را به موجودی آسمانی که wandhua (شیر) و ntswana (عقاب) نامیده میشد میرساند.در نزد بوشمن ها تقدس عقاب به موازات تقدس شیر به پیش میرود.عقاب، جانشین فیزیکی شیر در آسمان است.مادران بوشمن، وقتی صاحب فرزندی میشوند،او را به سمت آسمان میگیرند و میگویند: sau ،sau. یعنی ای آسمان!این کودک را همچون شیر توانا کن.شمن های اینجا چهار مرحله را باید از سر بگذرانند.مرحله ی چهارم شمن را به موجودی ترکیبی از شیر،عقاب،مار و انسان بدل میکند که محافظ دانش مقدس است و npenvu (چهارپای حقیقت) نامیده میشود.آیا این گفته ی خانم تاکر، تشبیه کوکولکان پیامبر مایا که انسانی با روح عقاب،مار و گربه سان است را به یاد نمی آورد؟
من فکر میکنم سه شیر کمربند اوریون، دو افق و خورشید سیار میان آنها را نمایندگی میکند.احتمالا تصویر باستانی گربه سانی دو سر (شبیه به قهرمان کارتون گربه سگ) که ازجمله در هنر مایا دیده میشود،دو دهان شیر را نشان میدهد که خورشید در صبحگاه از یکی به در آمده و در غروب به درون دیگری میرود.فاصله ی این دو سر، یک بدن دراز مارآسا را به یاد می آورد.این مار، همان آپپ خدای جهان زیرین است که با "رع" خدای عقاب سر خورشید میستیزد( احتمالا نام رع مرتبط با مصری باستان ro به معنی شیر است).نبرد این دو،نبرد زمین و آسمان و پدیدآور داستان حیات است.کوکولکان مارپرنده این نظم را نشان میدهد.در شمال قلمرو آزتک،در ایالات جنوبی و مرکزی ایالت متحده، اعتقاد به گربه سانان زیر آب underwater panther بسیار قوی است.موجوداتی ترکیبی از چند حیوان، که بدن و دم شیر کوهی در آنها ثابت است و همچون کوکولکان دریایی افسانه ی متاخر مایایی که گفتیم، زلزله ها و سیلها و دیگر فجایع را می آفرینند.اصیلترین اسطوره ی آنها وابسته به گربه سان جهان زیرین underworld panther نزد سرخپوستان patawatami است که در تعادل با پرنده ی آذرخش نظم گیتی را برقرار میکند.بسیاری از سرخپوستان امریکا به شیرهای کوهی ماورائی اعتقاد دارند که بدنشان چون مار دراز است.ر.ک: “an unnatural history of pumas and peoples”:chris bolgiano:washingtonpost.com
اما جای انسان در این نظو استوار بر جنگ در کجا است؟اگر آسمان را قلمرو روح و زمین را قلمرو جسم، و اولی را جایگاه پرندگان و دومی را قرارگاه چهارپایان بخوانیم، پس تمثال انسان نیمه روحانی-نیمه جسمانی کسی جز خفاش (چهارپای پرنده) نخواهد بود.بنا بر افسانه ای اروپایی، زمانی چهارپایان به رهبری شیر، و پرندگان به رهبری عقاب، به جنگ هم رفتند.خفاش دوجانبه کار میکرد و هر طرف پیروز میشد خود را از آنها میخواند؛در نهایت، شیر و عقاب با هم صلح کردند و خفاش دورو که از هر دو سو رانده شده بود از ترس انگشتنمایی به قلمرو تاریکی پناه برد.اروپاییان نیز به مانند سرخپوستان، دنباله رو اسطوره های افریقایی هستند و فاجعه ای در گذشته را به شکل نابودی آخرالزمان بازآفرینی میکنند و مکاشفه ی یوئیل نبی (کارنامه ی رسولان:فصل2:آیه های 16 تا21) راهنمایشان است که میگوید در آن هنگام،خون به همراه آتش و دود غلیظ از آسمان فروخواهد بارید و همزمان خورشید تاریک شده،ماه رنگ خون خواهد گرفت.ازاینرو است که به اعتقاد عوام، خفاش شبرو را مسیح خلق کرده است و آن به نام "پرنده ی عیسی" خوانده میشود.حال در نظر بگیرید که وقتی اسپانیایی ها در امریکای جنوبی به وجود نوعی خفاش خوناشام معروف به "شیطان" vampire برخوردند چقدر این به آنچه در ذهن داشتند حیثیت بخشید؟این برخورد در قرن 16 و حدود یک قرن بعد از قتل "ولاد تپس" معروف به دراکولا (اژدها) پادشاه شریر و دیوانه ی ترانسیلوانیا به دست قوای عثمانی،روی داد.افسانه های این مرد منفور که شیطانپرست دانسته میشد در حین شاخ و بال یافتن، خفاش خوناشام را در خود جذب کرد و گفته شد که او به شکل خفاش در می آمد.این افسانه ها بعدا به واسطه ی رمان دراکولای برام استوکر (قرن 19) شهرت جهانی یافتند.استوکر یک مرد عادی نبود.او عضو انجمن غریب و رمزآمیز "طلوع زرین" golden dawn بود که از فرقه های وابسته به رزیکروسین ها بود و برخی نویسندگان معروف (ازجمله جی.ار.ار.تالکین خالق ارباب حلقه ها) از اعضای آن بوده اند.استوکر به دراکولا مفهوم ماورایی سایه ی بشر امروز را میبخشد.دراکولای خوناشام از نور روز فراری است و با خوردن مایه ی حیات دیگران، جایی بین نیستی و هستی روزگار را سپری میکند.مثل بیشتر انسانهای امروزی.
در دوره ی دبیرستان، یکی از معلمانم در کلاس،جمله ای را به مناسبتی گفته بود: «خفاشها میخواستند آفتابپرست را مجازات کنند.بستندش به آفتاب».یعنی انسانهای گریزان از راستی، درستکاران را تا حد مرگ با آن چیزی که برای خفاش ترسناک است (نور) شکنجه میدهند.اما انسان درست کردگار (به مانند آفتابپرست که عاشق نور است) از این روند استقبال میکند.او مجبور است شب این دنیا را در کنار خفاشهای انسان نمایی که از تاریکی جهل این دنیایی برای آشامیدن خونش سود میجویند به سر برد.روشنایی مرگ آسمانی، تنها راه نجات از این خفاشها است.پس رنج کشیدن، شرط پذیرش راه خداوند برای انسان مومن است: امری که مسیحیان و مسلمانان در آن با یکدیگر متفقند.

کواتزال کواتل در پای معبد چیچنیتسا

کوکولکان در تیوهواناکو

درندگان امریکای شمالی در عصر یخبندان-از راست به چپ:گرگ وحشت-پوما-شیر غار-اسمایلودون-شیر امریکایی-خرس کوچک صورت-باب کت



![]()
گسترش و زوال شیر در جهان

شیر امریکایی

ظواهر گوناگون شیر غار در نقاشی های انسانهای نخستین از این حیوان

تصویری که یکی از جلوه های شیر را برای اروپاییان قدیم نمایان میکند.تصور میشود دو جوان تصویرشده در نقاشی، اسکندر و معشوقش هفستیون باشند.

شیر امریکایی سیاه افسانه ای در تخمین اندازه با شیر افریقایی

لیندا تاکر و شیر سفید


شیرهای دوگانه و خدای خورشیدی در امریکا،هند و مصر باستان

شیر با بالهای عقاب، در کتاب دانیال و دیگر روایات مسیحی، نماد امپراطوری بابل است.

ترکیب پرنده،مار و انسان در ویشنو (هند) و کوکولکان (امریکای لاتین)

خفاش خوناشام

ولاد تپس معروف به دراکولا: پادشاه بدنام ترانسیلوانیا-عضویت وی در یک فرقه ی رمزی شهسواران (شبیه به تمپلرها) که علیه عثمانی متحد شده بودند،توام با شهرتش به قساوت، افسانه های تهوع آور فراوانی را در اروپا حول شخصیت وی شکل بخشید.

خوناشام بر پرده ی فیلم

برام استوکر

کی یر کگور و فلسفه ی رنج در مسیحیت
مطالب مرتبط: